تاج الدين احمد وزير
331
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
چرا مىگويى ؟ گفت : اين بيچاره از نزد من برفت و آن خوى بد همچنان برفت و از وى جدا نشد « 1 » . كتّانى گويد : صوفى خوى نيكوست هركه از تو نيكوخوىتر است از تو صوفىتر است يحيى ابن معاذ گويد : خوى بد معصيتى است ترا كه با وى هيچ طاعت سود ندارد و خوى نيكو طاعتى است كه با وى هيچ معصيتى زيان ندارد . رسول صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه : چون دو برادر مسلمان به يكديگر رسند هزار رحمت ريزانست « 2 » نهصد و نود و نه از آن آنكس باشد كه تواضع او زيادت « 3 » بود و تواضع البته از كسى آيد كه او نسبى يا شرفى داشته باشد كه مضايقه درين حال از سفلهء بدنژاد بود بيتين « 4 » مصطفى و اهلبيت پاك او بىهيچ شك * بىرضاشان خود نيابد هيچكس صدر نعيم اهل رحمت هيچ دانى كيست نزديك خداى * آنكسى كو را بود در راه او خلقى عظيم « 5 » * 274 * آنچه واجب كند نوازش حق * آنكه از تو سلامتى زايد و آنكه گويى سخن به نيكويى * زانكه از بد بهجز بدى نآيد قال أمير المؤمنين عليه السّلام : كمال العلم فى الحلم و جمال المرء فى الحلم « 6 » . و رأس العلم الرّفق « 7 » .
--> ( 1 ) علامت ه نشانه پايان كلام است و نشد خوانده مىشود . ( 2 ) نست در حاشيه نوشته شده است . ( 3 ) زيادة . ( 4 ) دو بيت نوشته است اما چهار بيت وجود دارد و اين دليل بر اين است كه بعد از اين صفحه افتادگى دارد . ( 5 ) بعد از اين صفحه افتادگى وجود دارد . ( 6 ) غرر الحكم ص 420 التجمل و الاحتمال . ( 7 ) غرر الحكم ص 243 باب فضيلة الرفق .